تبليغاتX
ديدار

ديدار

 

جشن مرگ

در افق خورشيدهاي خاكستري

شعر 

براي بازديد فهرست مطالب، به ادامه‌ي همين ديدار نگاه كنيد


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  پنجشنبه 31 خرداد1386ساعت 13  ◊  آرمان ايراني  

 

به ياد حسين فهميده

 

صداها

زاويه‌ي افق را هاشور مي‌زنند؛

 

شكاف برمي‌دارد هندسه‌ي هوا،

در پيچ و خم پرها و پرنده‌ها! ...


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  جمعه 18 خرداد1386ساعت 4  ◊  آرمان ايراني   | 

 

 

درباره‌ي شعر دهه‌ي هفتاد

 

وضعيت شعر در دهه‌ي هفتاد چگونه بود؟ ... اگر نخواهم به سال‌هاي خيلي دورتر اشاره كنم، بايد بگويم زمينه‌هاي اصلي دگرگوني شعر دهه‌ي هفتاد، ريشه در دهه‌ي شصت دارد. در سال‌هاي نيمه اول دهه‌ي شصت، ”شاعري“ رونق چنداني نداشت، البته شعرهاي سپهري، فروغ، نيما، اخوان، شاملو ”خوانندگان“ خود را داشت. اما، زبان شعر اين شاعران، و درون‌مايه‌هايي كه در سطح شعرشان براي خوانندگان عادي جلوه داشت، چيزي نبود كه  ...

بخش اول را از اين‌جا بخوانيد ...
بخش دوم را از اين‌جا بخوانيد ...


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  دوشنبه 14 خرداد1386ساعت 19  ◊  آرمان ايراني   | 

 

 

فصل بهار است و شب ماهتاب

ريخته بر دشت و چمن سيم ناب

 

تازه سر از كوه بر آورده ماه

كاسته از تيرگي شامگاه

 

در كنار چمن، يا آرامگاه عشق، نخستين دفتر شعري سهراب سپهري است. شاعر اين كتاب را در تابستان ۱۳۲۶ به چاپ رسانده، با مقدمه‌اي به قلم دوست‌اش، عباس كي‌منش، (مشفق). هرچند دگرگوني‌هاي بعدي شعر سهراب،  آرامگاه عشق را به محاق كشاند؛ اما، كاركرد درون‌مايه‌هاي بنيادي اين سروده، تا پايان، به شيوه‌هاي مختلف در شعر سهراب باقي ماند. سهراب آرامگاه را از كارنامه‌ي شعري‌اش در هشت كتاب خط زد؛ ولي، به همان دلايلي كه آهنگ‌هاي فراموش شده، همواره يادآوري مي‌شود؛ در كنار چمن نيز، خواندني است؛ و، صد البته، در كار شناخت سرچشمه‌هاي سرايش شاعر، سخت‌به‌كارآمدني ... بخشِ آغازينِ نخستين سروده‌ي سهراب را  براي اين‌جا برگزيده و نقل مي‌كنم. ...  

 


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  شنبه 12 خرداد1386ساعت 22  ◊  آرمان ايراني   | 

 

 

هزاران‌ سال‌ است‌

اين‌ سيارهء‌ بادبان‌ سوخته‌

به‌ دور خود مي‌چرخد،

به‌ خود مي‌پيچد ...

هزاران‌ سال‌ است‌ ... (ص‌47)

 

شعرها چگونه‌ ارتباط‌ برقرار مي‌كنند؟ اين‌ پرسشي‌ است‌ كه‌ در برخورد با هر دفتر شعري‌ پيش‌ مي‌آيد، و آگاهي‌ ما را نسبت‌ به‌ شعر و بازدارنده‌هاي‌ اداركي آن ‌گسترش‌ مي‌دهد. گاهي‌ زبان‌ شاعر، تجربه‌هاي‌ شعري‌، و زمينه‌هايي‌ كه ‌درون‌مايه‌هاي‌ ويژه‌ي‌ شعر را پديد مي‌آورند، راه‌ رخنه‌ي‌ شعر در خواننده‌ را مي‌بندند. شعر بلندِ «سيارة‌ بادبان‌ سوخته‌» خيزشي‌ است‌ جسورانه‌، به‌ سوي ‌برگذشتن‌ از دشواري‌ها و موانع‌ سرايش‌ شعر و بر قراري‌ ارتباط‌؛ با تكيه‌ بر صاعقه‌ي كشف‌ و الهام‌؛ و مايه‌هايي‌ از تلخي‌ و تراژدي‌ در زباني‌ آميزه‌ي طعن‌، تمثيل‌، استعاره‌ و طنز. ...


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  شنبه 12 خرداد1386ساعت 12  ◊  آرمان ايراني   | 

 

واژه‌هايت،

رهاشده در هواي فروردين

مي‌چرخم با

جاده با

حيران،

حيران‌تر از هميشه با من

در سماع! ... 

 


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  جمعه 11 خرداد1386ساعت 20  ◊  آرمان ايراني   | 

              
دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  پنجشنبه 10 خرداد1386ساعت 13  ◊  آرمان ايراني   | 

به تازگي چاپ دوم كتاب «آهنگ‌هاي فراموش شده»، نوشته‌ي شاعر نامدار روزگار ما، احمد شاملو را در دست گرفتم. اين كتاب را شاملو در 22 سالگي به چاپ سپرد؛ و بعدها، به‌ويژه، پس از آشنايي با نيما، يك‌باره از چاپ آن پشيمان شد؛ و نام آن را از كارنامه‌ي شاعري خود كنار نهاد. يك‌بار هم، در يكي از آخرين مصاحبه‌هايش، به تلخي از چاپ آن سخن گفته، و با يادآوري آن، از شاعران جوان خواسته بود كه در چاپ نخستين دفترهاي شعري‌شان شتاب نكنند.

چاپ اين كتاب، مرهون پسر بزرگ شاعر، سياوش شاملو است؛ كه به رغم سفارش آشكار پدرش، و مخالفت همراهان ناظر بر چاپ شعرهاي شاملو، مسئوليت اين كار را به تنهايي بر عهده گرفت؛ و با گفتن اين كه، «بررسي مكرر اثري كه در دسترس نيست؟ دست انداختن مخاطبان و پژوهشگران ادبي است» به توجيه روايي كار خود پرداخت.

از ديد من، درباره‌ي خود كتاب، و كيفيت چاپ آن، مي‌توان به نكات زير توجه نمود. ...


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  دوشنبه 7 خرداد1386ساعت 21  ◊  آرمان ايراني   | 

 

 

آب‌هاي حهنده

 

ليلي

       شور روانش را مي‌تند در شيارهاي اسفنج

آرزوهايش را مي‌سگالد آيينه:

زهره مي‌تراود از نگاهش! ـ

گيسوان مفرغي‌اش را چنگ مي‌زند

و فرو مي‌رود در آب‌هاي جهنده! ...

 


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 23  ◊  آرمان ايراني   | 

 

سجاده‌ي آتش و خون

 

خيمه در خيمه گسترده است

سجاده‌ي آتش و خون!

 

چار تكبيرگويان

سحر مي‌شود

                      شام


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 23  ◊  آرمان ايراني   | 

 

 

 

سه ويژگي ممتاز در شعر نيما، عبارت‌اند از: زبان، خيال و عالم شاعرانه. تصوري كه نيما از اين ويژگي‌ها داشت، از آن نظر اهميت دارد كه بعد او، از بخش خودآگاه ذهن شاعران و نقادان  به آرامي رنگ باخته و به فراموشي سپرده شد. ...

 


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت 16  ◊  آرمان ايراني   | 

شبلي شعبده‌

غريوي مي‌پيچد و رعشه‌هايش را مي‌گستراند در تار و پود شهر؛ ـ

كارون

        گيسوان آفتابي‌اش را تاب مي‌دهد، در هم مي‌فشرد،

هل‌هله مي‌كند.

و له‌له آسمان مي‌ربايد هوش ماهيان

از بناگوش سنگ‌ها و صخره‌هاي سفره‌ي اقيانوس!

 


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت 1  ◊  آرمان ايراني   | 

 

 

 

با رود،

هر سرودي

                 بدرود ميشود! ...

با موي،

            هر مويهاي

                             آموي! ...

 

ـ '' اين‌، بار چندم‌ است‌ كه‌ مي‌ميرم‌؟


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت 1  ◊  آرمان ايراني   | 

 

 

 

مرگ،

        مي‌رود

                    مرا! ...

 

مانده‌ام به راه و

از ادامه‌ي جهان؛ ـ

عبور مي‌برد،

                     مرا! ...

 

آن كه مي‌رود؛

بر گذشت قرن‌ها،

مرور

        مي‌دهد مرا!

 

مرگ،

         مي‌رود

                     مرا! ...

تهران، ۱۳۶۸

  ديدار  چهارشنبه 2 خرداد1386ساعت 15  ◊  آرمان ايراني   | 

 

 

مي‌گفتي كه از چه افسردم؟!
حجمي در درونم افشردم؟!

مي‌رُفتي ز پرده‌ام شبنم!
مي‌مردم! ... من از تو مي‌مردم! ...*

 

۞♠۞

*سطري است از شعر فروغ فرخزاد:

من از تو مي‌مردم
اما، تو زندگاني من بودي

  ديدار  سه شنبه 1 خرداد1386ساعت 20  ◊  آرمان ايراني   |