تبليغاتX
ديدار

ديدار

 

 

گنجشکگان پرگو

بوسه‌های تو گنجشکگان پرگوی باغ‌اند  

شاملو، آيدا در آينه 

بوسه‌های تو ... / گنجشکگان پرگو از روی شاخه‌ها پريده‌اند

مرداد بوسه‌های تو را تبخير می‌کند

برمی‌گردی/ درهای مهربانی را به روی تو نمی‌بندم/ تو می‌بندی؟!

شهری ورای نگاه تو به مهر می‌خندد

سنگ‌های خارا تا بخارا تا خرداد افروخته‌اند

و بوعلی رگ‌هاي دست عاشق را کوچه به کوچه دست‌بند می‌زند

۞

همیشه عاشق «تن»ها ست/ تن تو ناز طبيبان گرفته است

و ابن سينا حقيقت «رازی» را در ورق‌های قانون «بند» کرده است.

 

از بخارا سنگ‌های خارا می‌خروشد

ای يار مهربان/ و يادهايی که از اشاره‌های انگشتان تو سر مي‌روند

تا جوي موليان

                   تا بخارا

                           تا بلخ

تا سرزمين عشق‌ها و بهانه‌هاي هفتاد و دو ملت! ... 

۞

قانون همين بوسه‌های تو است که گنجشک‌های عاشق را به روی شاخه می‌نشاند/ پرگو می‌کند/ از روی شاخه پر می‌دهد

عاشقی شيوه‌ي رندان بلاکش باشد؟/ نباشد؟!/ فرقی نمی‌کند

 

فرقی نمی‌کند رازی باشی در بخارا يا سنگ‌های خارا را بر ديوار خانه بتابانی

 

می‌گردی موج‌ها در گيسوان تو مواج می‌شوند

و

  واج

        واج

             رها

                  می

                        شو د

واژه‌های موجی که دهان تو را از ياد برده‌اند 

 

بر می‌گردی تا سنگ‌های خارا را در بخارا خانه کنی

و خود در آن گنجشک‌های پرگو را بخواباني/ بوسه‌های مرا بخوانی

بوسه‌های مرا که می‌خوابانی گنجشک‌های پرگو می‌خوانند!

 

 

  ديدار  چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت 21  ◊  آرمان ايراني   | 

پژواک ...

 

 

ـ "های! ...

                 مجنون! ...

                                 مجنون! ...

                                                 مجنون! ...

 

با تسمه‌هاب پیچیده بر گرده‌های ماه!

مجنون خنگ‌بردوش، ...

 

 


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  دوشنبه 1 مرداد1386ساعت 13  ◊  آرمان ايراني   |