تبليغاتX
ديدار

ديدار

 

پسر كو ندارد نشان ...

نگاهي ديگر به مجموعه‌ي تلويزيوني شهريار

 

بالاگرفتن اعتراض‌ها به تحريف تاريخ ادبي و زندگي شاعر، در مجموعه‌ي تلويزيوني شهريار، دست‌اندركاران ساخت برنامه را وادار ساخت تا در مصاحبه با فرزند ذكور شاعر، مجالي براي رفع‌ورجوع پيدا كنند. بخش‌هاي زيادي از سخنان هادي بهجت از مناعت طبع، حجب، و تأخذ به حياي فرزند شاعر حكايت داشت، اما چشم‌بستن بر قلب جزئيات زندگي شهريار، و تحريف تاريخ ادبي از سوي پسر شاعر، پسنديده نبود؛ آن‌هم در جايي كه فرزند ديگر شاعر، با اعتراض بر اين بخش‌ها، ارزش انطباقي مجموعه با زندگي شهريار و حقايقي تاريخي را به طور كامل زير سوال برده بود. هم‌چنان كه دكتر اميربانوي كريمي فيروزكوهي، فرزند استاد اميري فيروزكوهي، شيوه‌ي توجه و به تصويركشيدن پدرش در مجموعه‌ي تلويزيوني را خلاف واقعيات دانسته و زير سؤال برده‌اند.

 


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 1  ◊  آرمان ايراني   | 

 

شاعر و تلويزيون

نگاهي به مجموعه‌ي تلويزيوني شهريار، ساخته كمال تبريزي 

 

كوفته‌ي كمال تبريزي، آنقدر وارفته بود، كه صداي دختر شاعر را هم درآورد و آن را توهين به شاعر، همسر شاعر و خانواده‌اش يافت. كمال تبريزي، در اين مجموعه به قدري با زندگي شاعر ناشيانه، جعلي، غيرتاريخي و مشمئزكننده برخورد مي‌كند، كه نه تنها در آگاهي‌اش از شعر و تاريخ معاصر، كه در بينش و دانش سينمايي‌اش هم بايد شك كرد.

 


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 7  ◊  آرمان ايراني   | 

 

 

تفسيري ماجراجويانه از شعر مدرن امروز ايران

ـ ـ ـ 

به بهانه چاپ مقاله‌ي:

موطفاوط!

متفاوت‌نويسي يا مبتذل‌نگاري در شعر معاصر

نوشته: احمد ميراحسان

ـ ـ ـ

 

به تازگي در آخرين شماره‌ي نشريه ”خردنامه“ (شماره ۱۸، شهريور ۱۳۸۶)، از سلسله انطباعات مؤسسه‌ي همشهري،  يادداشتي خوانده‌ام از آقاي ”احمد ميراحسان“، با عنوان موطفاوط!: متفاوت‌نويسي يا مبتذل‌نگاري در شعر معاصر، كه در آن، نويسنده بر خلاف داعيه‌ي آغازين خود، كوشيده است تا ورودي ماجراجويانه ”به ميدان چالش‌هاي امروزين شعر“ پيدا كند.

در آغاز سر آن نداشتم و هنوز هم ندارم كه به آرا و ديدگاه‌هاي فردي احمد ميراحسان، يه عنوان يكي از نقدنويسان فيلم و تلويزيوني، يا نقدشعرنويساني كه اتفاقاً كارگاه فرهنگ‌سرايي نقد شعر نيز دارند؛ يا نظرـ نويسان درباره‌ي تحولات شعر امروز بپردازم، اما، چون سلسله‌ يادداشت‌هاي گذشته اين نشريه درباره شعر، از استقرار عده‌اي هم‌سليقه و هم‌نگاه به شعر امروز ...

براي خواندن متن كامل، نگاه كنيد به صفحه‌ي ادامه‌ي همين ديدار

 


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  دوشنبه 14 آبان1386ساعت 12  ◊  آرمان ايراني   | 

 

 

 

درباره‌ي شعر دهه‌ي هفتاد

 

بازيابي هويت در نگاه به گذشته و زبان

بخش سوم

تابستان ۶۹ ، مهدي اخوان ثالث درگذشت. مرگ اخوان را مي‌توان پايان اقبال به زبان فاخر شعر در دوره‌ي معاصر تعبير كرد. شمس لنگرودي در يادداشتي سهل‌انگارانه، اخوان را ملك‌الشعراي شعر نو ناميد. اين تعبير، در مقايسه با منش آزادي‌خويانه‌ي اخوان كه همواره مي‌انديشيد شاعران هميشه بر سلطه‌اند، هم‌خواني نداشت. در برابر، شاملو از همين زاويه، اخوان ثالث را ستود.

 


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  یکشنبه 31 تیر1386ساعت 2  ◊  آرمان ايراني   | 

 

 

درباره‌ي شعر دهه‌ي هفتاد

 

وضعيت شعر در دهه‌ي هفتاد چگونه بود؟ ... اگر نخواهم به سال‌هاي خيلي دورتر اشاره كنم، بايد بگويم زمينه‌هاي اصلي دگرگوني شعر دهه‌ي هفتاد، ريشه در دهه‌ي شصت دارد. در سال‌هاي نيمه اول دهه‌ي شصت، ”شاعري“ رونق چنداني نداشت، البته شعرهاي سپهري، فروغ، نيما، اخوان، شاملو ”خوانندگان“ خود را داشت. اما، زبان شعر اين شاعران، و درون‌مايه‌هايي كه در سطح شعرشان براي خوانندگان عادي جلوه داشت، چيزي نبود كه  ...

بخش اول را از اين‌جا بخوانيد ...
بخش دوم را از اين‌جا بخوانيد ...


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  دوشنبه 14 خرداد1386ساعت 19  ◊  آرمان ايراني   | 

 

 

هزاران‌ سال‌ است‌

اين‌ سيارهء‌ بادبان‌ سوخته‌

به‌ دور خود مي‌چرخد،

به‌ خود مي‌پيچد ...

هزاران‌ سال‌ است‌ ... (ص‌47)

 

شعرها چگونه‌ ارتباط‌ برقرار مي‌كنند؟ اين‌ پرسشي‌ است‌ كه‌ در برخورد با هر دفتر شعري‌ پيش‌ مي‌آيد، و آگاهي‌ ما را نسبت‌ به‌ شعر و بازدارنده‌هاي‌ اداركي آن ‌گسترش‌ مي‌دهد. گاهي‌ زبان‌ شاعر، تجربه‌هاي‌ شعري‌، و زمينه‌هايي‌ كه ‌درون‌مايه‌هاي‌ ويژه‌ي‌ شعر را پديد مي‌آورند، راه‌ رخنه‌ي‌ شعر در خواننده‌ را مي‌بندند. شعر بلندِ «سيارة‌ بادبان‌ سوخته‌» خيزشي‌ است‌ جسورانه‌، به‌ سوي ‌برگذشتن‌ از دشواري‌ها و موانع‌ سرايش‌ شعر و بر قراري‌ ارتباط‌؛ با تكيه‌ بر صاعقه‌ي كشف‌ و الهام‌؛ و مايه‌هايي‌ از تلخي‌ و تراژدي‌ در زباني‌ آميزه‌ي طعن‌، تمثيل‌، استعاره‌ و طنز. ...


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  شنبه 12 خرداد1386ساعت 12  ◊  آرمان ايراني   | 

              
دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  پنجشنبه 10 خرداد1386ساعت 13  ◊  آرمان ايراني   | 

به تازگي چاپ دوم كتاب «آهنگ‌هاي فراموش شده»، نوشته‌ي شاعر نامدار روزگار ما، احمد شاملو را در دست گرفتم. اين كتاب را شاملو در 22 سالگي به چاپ سپرد؛ و بعدها، به‌ويژه، پس از آشنايي با نيما، يك‌باره از چاپ آن پشيمان شد؛ و نام آن را از كارنامه‌ي شاعري خود كنار نهاد. يك‌بار هم، در يكي از آخرين مصاحبه‌هايش، به تلخي از چاپ آن سخن گفته، و با يادآوري آن، از شاعران جوان خواسته بود كه در چاپ نخستين دفترهاي شعري‌شان شتاب نكنند.

چاپ اين كتاب، مرهون پسر بزرگ شاعر، سياوش شاملو است؛ كه به رغم سفارش آشكار پدرش، و مخالفت همراهان ناظر بر چاپ شعرهاي شاملو، مسئوليت اين كار را به تنهايي بر عهده گرفت؛ و با گفتن اين كه، «بررسي مكرر اثري كه در دسترس نيست؟ دست انداختن مخاطبان و پژوهشگران ادبي است» به توجيه روايي كار خود پرداخت.

از ديد من، درباره‌ي خود كتاب، و كيفيت چاپ آن، مي‌توان به نكات زير توجه نمود. ...


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  دوشنبه 7 خرداد1386ساعت 21  ◊  آرمان ايراني   | 

 

 

 

سه ويژگي ممتاز در شعر نيما، عبارت‌اند از: زبان، خيال و عالم شاعرانه. تصوري كه نيما از اين ويژگي‌ها داشت، از آن نظر اهميت دارد كه بعد او، از بخش خودآگاه ذهن شاعران و نقادان  به آرامي رنگ باخته و به فراموشي سپرده شد. ...

 


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت 16  ◊  آرمان ايراني   |