تبليغاتX
ديدار

ديدار

 

 

از مشرق پياله

به: خاطره‌ي قيصر امين‌پور 

شاعر شوريده‌ي جنگ

 

 

غريوي مي‌پيچد و رعشه‌هايش را مي‌گستراند در تار و پودِ شهر؛ ـ

پرندگان رو به خورشيد پرواز مي‌گيرند و

كرانه مي‌گيرد آسمان

در گردش‌ بال‌ها و بال‌گردها! ...

 

ـ ” تاوان تلخ ِ فاصله

                            بر مي‌خيزد از چشم‌هاي تو ـ

 اين وهم سربي

كه از نهرهاي گم‌شده گُر مي‌گيرد و

جاري جسدها را در جاده‌ي جلولاء قيقاج مي‌كند.

 

خورشيد مني كه كوچه‌هاي زنبق، عطر نفس‌هاي خونينم را

از «مشرق پياله» در حلقه‌هاي گيسويت خواب مي‌كند! ... [۱]

 

ـ ” نه! ... كسي در اين منزل ويرانه،  «برگ عيش» نمي‌طلبد،

                                                                حافظ جان! ...

من  «مرد زهد و توبه و طامات» نيستم!

اما، فرزانگان ميخانه «درس» سحرگاهي‌شان را

در حلقه‌هاي موشك و مين وانهاده‌اند.

 


 

خورشيد

باله‌هايش را مي‌تكاند و

از گوشه‌ي افق،

گرد نارنجي بر مي‌خيزد و در هم مي‌آميزد،

                                با گرده‌هاي گل‌ها و گياهان سوخته!

 

زمين در هم‌مي‌پيچد و غلتك مرگ،

غال غوله‌هايش را مي‌گرداند و

توده‌ي جسدها را شخم مي‌زند.

 

شيارهاي تفته

جوانه مي‌روياند از دل خاك؟! ...

 

بازگشت به فهرست

 


۱. خورشيد مي، ز مشرق ساغر طلوع كرد

گر برگ عيش مي‌طلبي ترك خواب كن (حافظ)

  ديدار  شنبه 12 آبان1386ساعت 16  ◊  آرمان ايراني   | 

 

خواب‌هاي كودكي

  

 

ـ’’«آه! ... اي نخ نگاه گريزنده،

دم‌بال‌چه‌ي بادبادك بازي‌گوش،

روياي روزهاي پريشانم را

توي چشمه‌ي ستاره رها كن!

 

براي خواندن متن كامل، نگاه كنيد به ادامه‌ي همين ديدار

 


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  دوشنبه 23 مهر1386ساعت 21  ◊  آرمان ايراني   | 

ودا ... ـع

 

 

ـ ” خمپاره‌ها خزان آورده‌اند.

توي كوچه‌ها، ... از دكل نفت، ... روي اسكله، ... تا عرشه، ...

«جنگ است اسماعيل»[۱]

پاهايم را در نخل و خز پيچيده‌اند؛

و شمع‌داني‌ها هنوز دارند خوابِ ستاره‌هاي پر پر مي‌بينند.

 

 


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  شنبه 24 شهریور1386ساعت 14  ◊  آرمان ايراني   | 

تباهي

نخل‌هاي‌ سر بريده‌

دست افشان و پای کوبان بر زمین سخت

از جشن خمسه خمسه ی باران‌ مي‌گويند؛ـ

ستاره‌ها

هل هله می افشانند؛

و ماه‌،

حفره‌هاي‌ ديدگانش‌ را تباه‌ مي‌كند

با سنگ‌ پاره‌هاي‌ مذاب‌!

زمين‌

سرشاخه‌هاي‌ جوانش‌ را

نو، نو مي‌سرايد؛ـ

خاطره‌هاي‌ بيدار

نهالي‌

      سر بر مي‌آورند

                        از چاه‌ گور و

در نعره‌هاي‌ مستانه‌ مي‌آويزند

آواز زنده ی زايندگان‌ عبور!

 

 

بازگشت به فهرست

  ديدار  جمعه 8 تیر1386ساعت 19  ◊  آرمان ايراني   | 

تا واپسين دميدنِ رويا

 

 

از پر پر شدنِ ستاره

در خواب شمع‌داني‌هاي پژمرده، ...

 

تا واپسين دميدنِ رويا

                          بر پيچ و تابِ پولك ماهي‌ها، ...


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  دوشنبه 4 تیر1386ساعت 23  ◊  آرمان ايراني   | 

 

 

شاعر و قهرمان

... شاعر نمي‌تواند كار قهرمان را انجام دهد! او تنها مي‌تواند قهرمان را ستايش كند؛ به او عشق بورزد؛ و از او لذت برد. با اين‌همه او نيز، به اندازه‌ي قهرمان، شادمان است؛ زيرا، قهرمان به راستي همان طبيعت نيكوتر خود اوست؛ كه، او شيفته آن است. گرچه، از اين‌كه خود او نيست؛ و عشق او مي‌تواند ستايش باشد؛ خرسند است.


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  شنبه 2 تیر1386ساعت 0  ◊  آرمان ايراني   | 

 

جشن مرگ

در افق خورشيدهاي خاكستري

شعر 

براي بازديد فهرست مطالب، به ادامه‌ي همين ديدار نگاه كنيد


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  پنجشنبه 31 خرداد1386ساعت 13  ◊  آرمان ايراني  

 

به ياد حسين فهميده

 

صداها

زاويه‌ي افق را هاشور مي‌زنند؛

 

شكاف برمي‌دارد هندسه‌ي هوا،

در پيچ و خم پرها و پرنده‌ها! ...


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  جمعه 18 خرداد1386ساعت 4  ◊  آرمان ايراني   | 

 

 

آب‌هاي حهنده

 

ليلي

       شور روانش را مي‌تند در شيارهاي اسفنج

آرزوهايش را مي‌سگالد آيينه:

زهره مي‌تراود از نگاهش! ـ

گيسوان مفرغي‌اش را چنگ مي‌زند

و فرو مي‌رود در آب‌هاي جهنده! ...

 


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 23  ◊  آرمان ايراني   | 

 

سجاده‌ي آتش و خون

 

خيمه در خيمه گسترده است

سجاده‌ي آتش و خون!

 

چار تكبيرگويان

سحر مي‌شود

                      شام


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 23  ◊  آرمان ايراني   | 

شبلي شعبده‌

غريوي مي‌پيچد و رعشه‌هايش را مي‌گستراند در تار و پود شهر؛ ـ

كارون

        گيسوان آفتابي‌اش را تاب مي‌دهد، در هم مي‌فشرد،

هل‌هله مي‌كند.

و له‌له آسمان مي‌ربايد هوش ماهيان

از بناگوش سنگ‌ها و صخره‌هاي سفره‌ي اقيانوس!

 


دنباله‌ي همين ديدار
  ديدار  پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت 1  ◊  آرمان ايراني   | 

 

هلال هجراني

ماه

بر لاله‌هاي شعله‌ي ابريشم،

از حلقه‌هاي سيمي خاردار

                                            مي‌گذرد؛ ـ

و،

هاشور مي‌زند

بر نطع ِ لاجورد!

 

ميعان آه و

شعله‌ي ابريشم سپيد،

از حلقه‌هاي سيمي خاردار

                                            گذر دارد.

 

بازگشت به فهرست

  ديدار  یکشنبه 30 اردیبهشت1386ساعت 11  ◊  آرمان ايراني   |