ميگفتي كه از چه افسردم؟!
حجمي در درونم افشردم؟!ميرُفتي ز پردهام شبنم!
ميمردم! ... من از تو ميمردم! ...*
۞♠۞
*سطري است از شعر فروغ فرخزاد:
من از تو ميمردم
اما، تو زندگاني من بودي
به: م. مقدم، و صابر نباتي
با مهر و فروتني
خورشيد شدي كه سوي من پر بزني
يا ماه، ... شبي ز پنجره سر بزنيافسوس كه تا طلوع مهتاب نظر
بر در كنم و، ... دريغ اگر در بزني
۞♠۞
تو ميگذري و، ... برگ برگِ نگاه
با باد خزان روان شود، ناگاهگر رسم هميشهي جهان رفتن ماست
بر من بگذر، براي لختي، آه! ...
به: عباس عارف
شاعرِ ”خواب آفتاب“
شادازاد! ... روي شيرواني شاعر*
خاموش نشيني به غزلخواني شاعر
آيينه هم از وجد به پا ميخيزد
زان شور سرايندهي هجراني شاعر
۞♠۞
* مصراع اول، برگرفته از شعر شاعر است:
حق با بلبلي است
كه ميخواند
شادازاد
روي شيرواني شاعر
يا بر شاخهي گلي
بيفراموشي و
بيياد
